ازت ممنونم به خاطر یه تولد دیگه ...
به خاطر وجود عزیزایی که یادشون بود امروز تولدمه و عزیزایی که در کنارم بودن و باعث شدن امروز بهم خوش بگذره ...
خدایا ... ![]()
کمکم کن حالا که بهم نعمت زنده بودن و بیشتر زندگی کردن رو دادی بتونم لایق این همه لطفت باشم و بتونم اون جور که شایسته بنده های خوبته نفس بکشم .
خدایا ... ![]()
یکی از بهترین های زندگیمو ازم گرفتی و ... ولی قسمت می دم به بزرگیت بقیه عزیزامو برام نگهدار .
می شود
خانه خالی از سکوت
کوچه خالی از درخت
هوا خالی از نفس
ساعت خالی از زمان
چشم خالی از نگاه
ودلت خالی از من
و دلم ...
خالی از تو مگر می شود؟؟؟
فرا می رسد
می دانم که فرا می رسد
لحظه ای که از آن بیم دارم
دستهایم سرد است
چشمانم قرمز
گلویم خشک
سرم سنگین
عاجزم از این کار
اما ...
دستهایم لرزان بالا می آیند
و برای تو تکان می خورند
از چپ به راست
از راست به چپ
شاید امیدوارند
روزی برگردی .
ديروز ...
باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ...
و اما امروز....
باز باران بي ترانه...
باز باران با تمام بي کسي هاي شبانه...
مي خورد بر مرد تنها ...مي چکد بر فرش خانه...
باز مي آيد صداي چک چک غم...
باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده...
نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟...
نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک...
که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد...کجاي ذلتش زيباست؟
وقتی منو به دنیا آوردن گفتن دوست بدار که دوست داشتن مایه افتخاره ..
حالا که من با تمام وجود دوست دارم میگن فراموشش کن !! 

شاعر: خواجه نصیرالدین بنفش
از ته قلب برات آرزوی سلامتی می کنم.امیدوارم که هرچی از خدا میخوای خیلی زود بهت بده.
ولنتاین مبارک نگارجونم.....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روی مروارید اشکم قصه ی تو رو نوشتم
تا که آدما بدونن تویی تنها سرنوشتم
توی چشمای تو خوندم واژه ی فاصله ها رو
چه کنم فاصله پیداست تو غبار سرگذشتم
جاده ها امون ندادن فطرت تو رو ببینم
خارای وحشی راتو با دلی خسته بچینم
تو برو دلم یه جادست توی امتداد مقصد
زمونه پلکامو بسته فطرت تو رو نبینم
شبا بی ستاره موندن تا تو برگردی دوباره
آسمون ابری و خستس بارون حسرت می باره
خاک جاده ها به من گفت یه روزی تو برمیگردی
روزی که تو بر میگردی روز میلاد بهاره........
اشکای گرمتو ای یار با دلی خسته بچینم...
رفتن تو با قناری مثل اتفاق می مونه
اگه برگرده می دونم تو رو پیشم می کشونه
پر بزن قناری دل جاده جاده ی دیاره
می مونم منتظر تو تا تو برگردی دوباره....![]()
چند سالی میگذره ولی هنوز میاد و میره و هر شب به امید دیدن اون کسی که حتی از نگاه ماه بی خبره و هیچ توجهی به دل عاشقش نمی کنه....![]()
![]()
گلامو پرپر می کنی وقتی گرفتار تو ام
دفتر خاتراتمو با اون چشات پس میزنی
بغض صدای خستمو ببین چه ساده میشکنی
بهونه ی بودن من چه خوبه با تو زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی...![]()
![]()
![]()
من به اندازه چشمان تو غمگين ماندم
و به اندازه هر برق نگاهت به نگاهي نگران
تو به اندازه تنهايي من شاد بمان ...
در کنارم نيستي آرام باور ميکنم
چشمهاي خيس خود را باز هم تر ميکنم
عاشقت بودم تو هم مست دو چشمان ترم
عاقبت از دوريت بر سينه خنجر ميزنم
نام من رفت از دلت خود را گرفتي از دلم
به خيالت من هواي يار ديگر مي کنم
…
مهم نيست دلم شکسته ...
براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد ، ديوانه هيچ نداشت و گريست، گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد، اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است ...
از روزی که می ری هر شب یه قطره اشک کنار می ذارم
زود برگرد ...![]()
نذار قطره ها دریا بشن چون شاید غصه تو اون دریا غرقم کنه .
نگام کن ...
بذار منم نگات کنم اونقد نگات کنم که وقتی نیستی هم تنها تصویر چشام تو باشی .
دستامو محکم بگیر...
بذار وقتی تو نیستی سرمای زمستون هم نتونه گرمی دستاتو از دستم بگیره .
بهم لبخند بزن ...
بذار تلخ ترین لحظه های نبودنت رو به یاد شیرینی لبخندت بتونم تحمل کنم .
اسممو صدا کن ...
بذار گوشم پر باشه از صدات تا هق هق گریه هامو نشنوم .
ولی ازم خداحافظی نکن ...
بذار منتظر شنیدن سلام دوبارت بمونم .
تو این دنیا هر کسي يه نيمه گمشده داره
که فقط لايق همونه پس سعي نکن در
ساختن پازل زندگیت تقلب کنی ...
دقت کردی این روزا چقدر زود می گذرن ؟ نمی دونم چرا اینقد عجله دارن تو رو زودتر ازم بگیرن ؟کاش می شد وقتی ری چشمامو می بستم و موقع برگشتنت چشمامو باز می کردم .کاش نبودت مثل یه خواب بود ...
میلاد جونم دلم برات خیلی تنگ می شه ![]()
![]()
![]()
![]()
نمی نویسم ... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی
حرف نمی زنم ... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی
نگاهت نمی كنم ... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی
صدایت نمی زنم ... زیرا اشك های من برای تو بی فایده ست
فقط می خندم ... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام.
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برای آخره تقویم عشق حرفی از یک روزه بارانی نداشت
وقتی ازم می پرسیدن عشق چند بخشه می گفتم یک بخش
وقتی عاشق شدم فهمیدم عشق سه بخشه :
عطش دیدن تو ، شوق موندن با تو ، اندوه بی تو موندن ...![]()
شيطان اندازه يک حبّه قند است
گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما
حل مي شود آرام آرام بي آنکه اصلا ً ما بفهميم
و روحمان سر مي کشد آن را
آن چاي شيرين را شيطان زهرآگين ِديرين را
آن وقت او خون مي شود در خانه تن
مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا
این ما هستیم که آسمان را بد تعبیر می کنیم...